نویسنده: شیوا علینقیان
ناشر: کارگروه مطالعات جنسیت و سکسوالیته
در روزهایی که گذشت، به شکلی عمیق، بی پناهی و عدم قطعیت را زندگی کردیم. شبها چراغ “خانه” که دیگر پناه نبود را خاموش میکردیم تا در برابر خشونتی که مرز میان خانه و میدان جنگ را شکسته بود نامرئی شویم. خانههایمان را رها کردیم تا کمتر شاهد ویرانی و مرگ باشیم. حالتی از تعلیقِ مداوم، جابجایی اجباری، و گسست از امنیت اولیهای که شاید پیشتر هم خیالی بیش نبود. ما گروگان آیندههای ناممکن شدهایم؛ تنهایمان محل تهنشینی استعمار، جنگ، و سرکوبهای بیننسلی است.
پسرم یک شب در میانهی تاریکی در حالیکه ترسیده بود پرسید: «امسال هم برام تولد میگیری؟» و من، در حالی که صداهای مهیب انفجار از دور دست گوشمان را میلرزاند، گفتم: «حتما، مثل همیشه!». پرسشِ او از “تولد”، پرسشی دربارهی معنا بود: میخواست بداند چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ آیا جهان همچنان برایش مکانی امن است؟ آیا کسی از او مراقبت میکند؟ مسلم بود که او به بازتعریف امید، آینده و زندگی زیر سایهی جنگ نیاز داشت و من به بازتعریف رابطهمان.
این مطلب را در کانال تلگرام مطالعات جنسیت و سکسوالیته بخوانید:
https://t.me/asiorg/1395