انجمن انسان شناسی ایران

انجمن انسان شناسی ایران

موضوع  سخنرانی: کاربردهای انسان شناسی

سخنران : خانم دكتر محدثه محب حسيني

 

                                                      به نام خدا

 

  انسان شناسی به عنوان یکی از شکوفا ترین رشته های علوم اجتماعی،طی دهه های گذشته وارد مرحله جدیدی از بلوغ علمی شده است که موضوع کار، روش شناسی و حتی شیوه های آموزش و پژوهش در این رشته را دگرگون ساخته است. هدف اصلی من از طرح کاربردهای انسان شناسی، جلب توجه اقشار علمی و دانشگاهی کشور به اهمیت عملی و کاربردی رشته انسان شناسی در ایران است. برخلاف تصور مسلطی که در جامعه ما وجود دارد و انسان شناسی را نوعی علم نظری، توصیفی و حتی برخی از اوقات در حاشیه می دانند، اکنون در کشورهای صنعتی و پیشرفته جهان، این رشته حوزه ای کاربردی محسوب می شود که دولتها وسیاستگذاران اجتماعی از آن به عنوان ابزاری برای مقابله با چالشهای اجتماعی استفاده می کنند.    

 تحولات اجتماعی که در قرن بیستم در تمامی حوزه های زندگی اعم از فرهنگ، تجارت، اقتصاد، صنعت و . . . ایجاد شده است، رسالت جدیدی را برای تمامی علوم، چه انسانی و اجتماعی و چه پایه و طبیعی ایجاب می کند که خود را براساس نیازهای جدید نظام اجتماعی منطبق سازند و موضوعات کار، روش شناسیها و ارزیابیهای خود را در پاسخگویی به چالشهای جدید اجتماعی متحول نمایند.

در واقع، این بینش کاربردی ساختن علوم در حوزه های علوم طبیعی و فیزیکی مدتهاست که اعمال شده است و نتایجش به طور عینی در سطح جامعه قابل رویت است. پیشرفتها و اختراعات مهم در زمینه الکترونیک، تکنولوژی طب و پژشکی را می توان به گونه ای عینی در سطح جامعه مشاهده کرد. اما در زمینه عتوم انسانی و اجتماعی، چه انسان شناسی و چه جامعه شناسی نمی توان نتایج پیشرفت و تحول را به وضوح مشاهده کرد. اما نکته اصلی این است که اگر پیشرفتهای جدید در علوم طبیعی با راه حلهای اجتماعی، روانی و عقلانی همراه نباشند، نمی توانند به نتیجه برسند. زیرا، به دلیل عدم درک و انطباق، نگرانی ها و تنشهای اجتماعی و مخابراطی به همراه خواهند آورد. بنابراین کنترل عوامل اجتماعی و نظارت بر آنها نه تنها مهمتر، بلکه فوریتر و ضروریتر از حوزه های دیگر است. البته باید در اینجا اشاره شود که کنترل پدیده ها و عوامل اجتماعی دو مشکل اساسی را مطرح می سازد :

1- جهان اجتماعی شکل متفاوتی از جهان طبیعی دارد. زیرا به دلیل تنوع و پیچیدگی پدیده ها، امکان نظارت و کنترل کامل وجود ندارد.

2- نکته دیگر،مسائل اخلاقی مربوط به عوامل اجتماعی و فرهنگی است که به دلیل تنوع فرهنگها و جوامع، امکان اعمال یک قاعده و قانون فراگیر وجود ندارد. این نکته را نیز دریافته ایم که علوم نمی توانند اهداف خود را تحقق بخشند، مگر در صورت انطباق با چندگانگی اهداف گروهها و جوامع انسانی و هیچگاه تعمیم یک ایده آل فرهنگی تحقق نخواهد یافت.

پس از جنگ دوم جهانی، انسان شناسی تحولی اساسی پیدا کرد ولی زمینه رشد آن در انگلستان و امریکا متفاوت بود. انگلستان دارای مستعمراتی بود که می خواست آنها را اداره کند. اما امریکا فاقد مستعمرات بود. در آنجا دیدگاه نسبیت گرایی فرهنگی حاکم بود. بنابراین مراحلی که در امریکا منجر به توجه به انسان شناسی کاربردی شد، استعمار نبود.امریکا به دلیل دارا بودن جمعیتهای متفاوت بومی نظیر سرخپوستان و سیاهپوستان، با مشکلات بسیاری مواجه بود. مشکلات دیگری نیز پس از جنگ ایجاد شدند، سربازان امریکایی که از جنگ بازگشتند جایگزین سیاهپوستانی شدند که در کارخانه ها کار می کردند. به طور کلی، ریشه انسان شناسی کاربردی در امریکا نوعی آسیب شناسی اجتماعی بود. به طور خلاصه، پس از جنگ جهانی دوم نقش انسان شناسی کاربردی در امریکا به حوزه های جدیدی انتقال پیدا کرد و این جنگ نوعی همگرایی در بین انسان شناسی صرف و نوعی دیدگاه آینده نگرانه بود و انسان شناسی کاربردی انگلستان که براساس اداره مستعمرات شکل گرفته بود، ایجاد کرد. 

به هر ترتیب، جنگ جهانی دوم دو پیامد برای انسان شناسی بر جای گذاشت : 1- ترویج تحقیقات بین رشته ای، انسان شناسان برای حل مشکلات اجتماعی باید به طور بین رشته ای با جامعه شناسان و روانشناسان و متخصصان حوزه های دیگر کار می کردند. 2- تعمیم انسان شناسی از جوامع ابتدائی که مردم شناسان قدیمی روی آنها کار می کردند به جوامع پیچیده، یعنی جوامع معاصر.

به هر ترتیب، پس از جنگ جهانی دوم انسان شناسان کاربردی در کشورهایی مانند امریکا و انگلستان توجه خود را از مسائل نظامی و سیاسی به بهداشت، اقتصاد، آموزش و . . . معطوف کردند. در نتیجه، انسان شناسی کاربردی بعد استعماری و سیاسی خود را از دست داد و بسیاری از کشورها از انسان شناسان کاربردی برای برنامه ریزیهای مختلف استفاده کردند.

 

 

 

 

کلیه حقوق این سایت، برای انجمن انسان شناسی ایران محفوظ است.