سخنرانی پروفسور کریستین برومبرژه رئیس مرکز موسسه فرانسوی مطالعات ایرانی تحت عنوان " مو، فرهنگ، اجتماع" ساعت 5:30 دقیقه بعد از ظهر در تاریخ 4 آذر ماه 1385 در محل تالار شریعتی واقع در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. خلاصه گزارش این سخنرانی را در ادامه مشاده می کنید:
در ابتدای جلسه دکتر جلال الدین رفیع فر رئیس انجمن انسان شناسی ایران پس از خوشامد گویی به پروفسور کریستین برومبرژه و حضار جلسه، ضمن ابراز امیدواری در باره این موضوع که سخنرانی پروفسور برومبرژه زمینه برقراری ارتباط بیشتر میان انجمن انسان شناسی ایران و انجمن مطالعات ایرانی فرانسه فراهم کند، به مطالعات گسترده پروفسور برومبرژيه در باره ایران اشاره کرد. وی با اشاره به تاسیس موزه گیلان به عنوان یکی از فعالیت های ارزشمند پروفسور برومبرژه در ایران با همکاری برخی از اساتید ایرانی، از این موزه به عنوان موزه ای منحصر به فرد در ایران یاد کرد.
پس از خوشامد گویی دکتر رفیع فر، خانم دکتر محب حسینی نیز درباره فعالیت ها و مطالعات پروفسور برومبرژه سخن گفت و اظهار داشت برخی از موضوعات مورد علاقه پروفسور برومبرژه عبارتند از " تکنیک و تکنولوژی"، "هویت های قومی و منطقه ای و ملی"، و "ابعاد انسان شناختی در ورزش و فوتبال". وی همچنین خاطرنشان کرد که پروفسور برومبرژه یکی از پیشگامان انسان شناسی مسکن و معماری در اروپاست.
تا کنون از پروفسور برومبرژه در حدود 170 کار منتشر شده است، و وی در حدود 15-10 کار در دست انتشار دارد.
کتاب مسکن و معماری در جامعه گیلان از وی توسط علاء الدین گوشه گیر به فارسی ترجمه شده است.
وی به زبان های انگلیسی، روسی، ایتالیایی، فرانسوی، یونانی، فارسی، و گویش گیلکی مسلط است.
حوزه مطالعاتی مورد علاقه وی در ایران گیلان و در اروپا کشورهای حوزه مدیترانه است.
وی همچنین مسئول لابراتوار مطالعات تطبیقی و مدیترانه ای خانه علوم انسانی فرانسه، و مدیر مرکز انجمن انسان شناسی فرانسه در ایران می باشد.
پروفسور کریستین برومبرژه نیز در ابتدای سخنرانی خود از دکتر رفیع فر و از خانم دکتر محب حسینی و همچنین انجمن انسان شناسی ایران برای این دعوت تشکر کرد. وی همچنین از اینکه این برنامه می تواند در ایجاد ارتباط بین انجمن انسان شناسی فرانسه در ایران و مردم شناسان ایرانی موثر باشد ابراز خرسندی کرد. وی سخنرانی خود را با طرح این موضوع که وی " چرا و چگونه به مو علاقمند شده است" آغاز کرد، و اظهار داشت که وی از چهار جهت به موضوع مو علاقمند شده است.
وی اظهار داشت" مورد نخست به مساله فوتبال مربوط می شود: تا مدت ها فوتبال موضوع مورد علاقه ام بود. استادیوم ها مکان های فوق العاده ای هستند برای مشاهده روش های آرایش مو . ما می توانیم انواع و اقسام روش های آرایش مو را در استادیوم ها مشاهده کنیم."
وی همچنین با بیان این مطلب که "در اکتبر 2005 فدراسیون فوتبال ایران بازیکنان را به حفظ ارزش های اسلامی فرا خواند و از آنها خواست که آرایش مناسبی به موهای سر و صورت خود بدهند. ریش نا منظم، دم اسبی، موهای بلند و فرفری ممنوع شد. ستاره ها خاطی واکنش نشان دادند و یادآور شدند که موهای پیامبر نیز مثل سایر پیامبرها بلند بوده است" به نگرش نسبت به مو در بین بازیکنان قوتبال ایران و اروپا اشاره کرد. وی همچنین اظهار داشت که "فوتبالیست های اروپایی هم در ارتباط با مو در سال های 1980 و 1990 توجهم را جلب کردند. در این دوره تاریخی بین بازیکنان مرسوم بود با نزدیک شدن به یک مسابقه مهم ریش خود را نتراشند و به این ترتیب خوی یک فرد وحشی و شور جنگ طلبی خود را به نمایش بگذارند و البته اغلب این کار را با دلایل قیزیولوژیکی توجیه می کردند. مثلا می گفتند که با تراشیدن صورت جریان عصبی کند می شود و باعث سستی می شود. اما این باور امروزه از سوی متخصصان پوست و مو رد شده است."
وی سپس با اشاره به داستان دلیله و سامسون در کتاب مقدس با اشاره به این موضوع که در برخی از فرهنگ ها مو می تواند به عنوان نماد نیروی مردانه تلقی گردد، گفت در داستان دلیله و سامسون در کتاب مقدس می خوانیم که " هنگامی که دلیله موهای سامسون را که در زانویش خوابش برده بود می تراشد، او همه نیروی خود را از دست می دهد و تنها با رویش دوباره موهایش نیروی مردانه خود را باز می یابد." همچنین بنا به گفته وی " روانکاران از این ماجرا که ارتباط بین تراشیدن سر و اخته شدگی را به خوبی نشان می دهد استفاده بسیار کرده اند. چارلز برگ نویسنده کتاب پیشروی "معنای ناخود آگاه مو" در سال 1951 با استفاده از مثال های بالینی و مردم شناختی نشان می دهد که موهای سر و بدن، جانشینان استعاره ای و پیدای آلت تناسلی که ناپیدا هستند، می باشد..... به علاوه مدت ها این امساک جنسی نزد کشیششان کاتولیک با تراشیدن فرق سرشان نزد راهبه یا یک کاتولیک هنگام ادای سوگند و تراشده ن سر و یا در دنیای هندی نزد مرتاض های هندی با کندن موی سر و صورت با دست نمایانده می شود. بدیهی است که ظاهر مو نشانه بارز وضعیت اجتماعی و جنسی و اخلاقی افراد است. اما همین نشانه ها از فرهنگی به فرهنگ دیگر یا از موقعیتی به موقعیت دیگر می تواند مفاهیمی کاملا متضاد را القا کند. مثلا موها و ریش پریشان زاهدی گوشه نشین همچون سر تراشیده که بعدا به آن می پردازیم به منزله امساک جنسی است. موهای باز و رها شده بیوه زن که در بسیاری از جوامع مرسوم است، مبین غم فراوان و بریدن از دنیا است. مو و ریش بلند روشنفکران غربی عاری از هرگونه معنای اروتیک است. تراشیدن سر زنان هنگام عروسی در سنت یهودی مبین آغاز زندگی جنسی است و نه امساک از آن". بنا به گفته وی "این مثال های متعارض یکی از مشکلات برقراری یک علم موشناسی عمومی است که در آن نشانه های مربوط به مو دارای معانی یکسان باشد. اما به هر حال باید از فوتبالیست ها، سامسون، و چارلز برگ متشکر بود که اهمیت نقش فراوان مو را در جنسیت به ما یادآور شدند. "
وی در ادامه سخنرانی به نقش مو در فرهنگ دینی و اجتماعی مردم خاور میانه اشاره کرد و اظهار داشت " خاور میانه مکانی بسیار مناسب برای مشاهده قراردادهای مربوط به موست. شاید لازم نباشد در باره تضاد زیاد در جهان اسلام که بین موهای صورت مردان که به نمایش گذاشته می شود و موی پوشیده زنان تاکید شود. (تضاد بین مردانگی عرضه شده و شرم مرسوم زنانه که گویا موهایشان تحریک کننده است.) در جوامع افراطی تر از بین بردن موهای برخی از نواحی بدن به دلیل ناپاک بودن موهای این نواحی و گذاشتن ریش و سبیل از جمله صفات طبیعی و شاخص مرادانگی است. هنگامی که در سال 1996 طالبان حکومت کابل را به دست گرفتند، تحمیل معیارهای جزمی در خصوص مو از جمله اولین افداماتشان بود. ریش باید در 5 انگشت مشت جا بگیرد و موها نباید خیلی بلند باشد. گاه گاه در رادیو شریعت اعلام می شد که افرادی به دلیل عدم رعایت این اصول شلاق خورده اند. داشتن مو و ریش مناسب برای احراز مقام دولتی لازم بود. در زمان رژیم های تجدد طلب مثل مصطفی کمال در ترکیه و رضاشاه در ایران هم داشتن حجاب و ریش ممنوع شد و البته این تصمیمات با امتناع، اعتزاض و شورش همراه بود. در افغانستان محمد داود موسس جمهوری هم در سال 1973 به کارمندان دولت تکلیف کرد که صورت تراشیده داشته باشند. .....
وی سپس در باره نقش قدر ت را در تغییر آرایش مو سخن گفت و اظهار داشت "در خاورمیانه بیش از سایر نقاط دنیا شاهد انواع و اقسام ریش و سبیل که هرکدام مبین نوع وابستگی فکری است، هستیم. در واقع ترکیه مثال خوبی از این نوع طبقه بندی است. ...... جوانان اسلامی ریشی مرتب و خط انداخته دارند. هواداران پان ترکیسم ریش ندارند اما سبیل چنگیزی دارند با دو گوشه آویزان..... اما کردها از روی سبیل پرپشت استالینی شان شناخته می شوند. در ایران هم تاریخ دین با تاریخ سیاسی جامعه با دوران های زندگی فرد با هم در هم آمیخته است.... از جمله می توان به انقلاب ابرو اشاره کرد که در حدود 30 سال پیش در میان اقشار مرفه جامعه شهری مشاهده شد و پس از آن در سطح وسیع گسترش یافت. پیشتر دختران جوان تا هنگام ازدواج ابروهای پهن خود را حفظ می کردند. ..... اما دختران جوان برای برای آزاد ساختن خود بی پروا این نشانه های شناسایی را مخدوش کردند و با معیارهای زیبایی اروپایی و جوانان غربی متناسب شدند. ابروهای خود را برداشتند و اعتراض خشکه مفدس ها را بر انگیختند، و حتی بعضی ها از سقوط محتوم اخلاقی جامعه حرف زدند." وی در ادامه سخنان خود خاطرنشان کرد " خیلی پیش از آتاتورک و رضا شاه، پتر کبیر که او هم می خواست امپراطوری اش غربی شود طی فرمانی در سال 1698 داشتن ریش را ممنوع کرد که البته در محافل ارتدوکس مذهبی سنت گرا و بیشتر از سوی مردان مساله ای کفر آمیز تلقی شد." ....
پروفسور برومبرژه در ادامه سخنرانی خود با اشاره به مورد سومی که توجه وی را به موضوع مو جلب کرده است با اشاره به این نکته که انسجام نظام اجتماعی بیشتر ناشی از تفاوت هاست تا مشابهت ها به تفاوت هایی که درباره انواع آرایش و پیرایش مو وجود دارد اشاره کرد و تاکید کرد که این تفاوت نگرش نسبت به مو عمدتا به عنوان شاخص تمایز بین فرقه های مختلف مذهبی تلقی می شود..... بنا به گفته وی "بی شک دستورات دینی در رابطه با نوع پیرایش و آرایش مو، میان گروه های خاص با گروه های مجاورشان تمایز ایجاد می کند. .... وی با اشاره به مشابهت آرایش خاص مو و استفاده از نام خاص در شکل گیری هویت افراد بر این موضوع تاکید کرد که ظاهر مربوط به مو که به طور ژنتیکی داده شده اما در جامعه پرداخته می شود.
.....
وی در ادامه سخنرانی خود به رسوم خاص آینوها در هوکایدوی ژاپن در زمینه مو اشاره کرد و خاطرنشان کرد که "این قوم به موهای سر و بدن خود که به وفور هم دارند بسیار ارج می گذارند. زنان و مردانشان هرگز موی سر خود را نمی زنند مگر در انظار همسرشان. به جز این مورد کوتاه کردن مو و ریش نرد مردان گناهی نبخشودنی است.....مردان برای سلام کردن ریش یکدیگر را نوازش می کردند. این موستایی در استفاده از لباس هایی از پوست و پشم حیوانات و نیز برگزاری آیین ها در رابطه با خرس که ان را برادر انسان می انستند هم مشاهده می شود. ژاپنی ها که اصولا کم مو هستند نسبت به موهای آینوها واکنش نشان دادند و تا چندی پیش به ایو ها به دلیل ظاهر پرموشان اجازه داده نمی شد که معلم مدرسه بشوند یا سمت مسئول را احراز کنند. حتی اجازه نداشتند به حمام های عمومی بروند. وی در اینجا بر این نکته اشاره کرد که سلطه، تسلیم، تحقیر، و انکار هویت فردی و جمعی در اینجا با نحوه آرایش مو همراه می شود. ....
وی در پایان سخنرانی با اشاره به جنبش فمنیستی معاصر اظهار داشت که پیشروان جنبش فمنیستی با تغییر در نوع آرایش مو و کنار گذاشتن موهای آلا گارسون خود سعی بر این داشتند تا بتوانند تا حدی تقاوت های حنسی خود با مردان را خنثی سازند.
..... وی در پایان سخنرانی خود به این موضوع اشاره کرد که سبک های خاص آرایش مو عمدتا مورد استفاده کسانی قرار می گیرند که یا به حاشیه شهر رانده شده اند یا اینکه خودشان خود را در حاشیه قرار داده اند. ..... مطرودین، زندانیان، در حاشیه قرار گرفته گان با ظاهرشان شناخته می شود...... و به عنوان موجوداتی پر ریش و پشم نشان داده می شوند .... مرتاضان، جوکیان، تسخیر شدگان، و شمن ها هم از طریق سرهای تراشیده شان تمیز داده می شوند.
......
وی در پایان سخنرانی خود به بحث درباره ابعاد زیبایی شناختی مو و تاکید بر نسبی بودن آن پرداخت.
وی خاطرنشان کرد که از عصر باستان تا قرن اخیر زیبایی زنانه با موی بور پیوند داشت اما امروزه این جنبه زیبایی شناختی تغییر کرده و چند سالی است که موی بور اهمیت و جنبه زیبایی شناختی خود را از دست داده است. ......
وی سخنرانی خود را با بیان این عبارت که "یک جامعه گفتنی زیادی از طریق زلف هایش برای من دارد" به پایان برد.
لازم به توضیح است که آنچه به عنوان متن صحبت در انجمن انسان شناسی، دانشکده علوم اجتماعی در ادامه گزارش مطرح می شود، برداشتهای اولیه از یک پروژه تحقیقاتی در دست انجام است. لذا بدون اجازه مؤلف نقل مطالب و استفاده از آن به هیچ عنوان مجاز نیست.
ضمنا جهت مشاهده برنامه کامل سخنرانی های انجمن در سال جاری، می توانید به قسمت "نشست ها" مراجعه کنید.