'گزارش نشست "نسبت علم و عرفان در بستر فرهنگ ایرانی"

دکتر سید عبدالحمید ضیایی

تهیه و تنظیم گزارش: مهری طیبی نیا

اولین نشست از سلسله نشست­های «عرفان و اندیشه علمی» با عنوان «نسبت علم و عرفان در بستر فرهنگ ایرانی» روز شنبه ششم آبان ماه 1396 ساعت 14 تا 16 به همت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، گروه فرهنگ و جامعه انجمن جامعه شناسی ایران و گروه علم و دانشگاه انجمن انسان شناسی ایران با حضور دکتر سید عبدالحمید ضیایی در سالن جلسات انجمن جامعه شناسی ایران برگزار شد.

در ابتدای این نشست دکتر جبار ­رحمانی ضمن اشاره به اتهام عقل­ گریزی در فرهنگ ایرانی، نسبت عرفان و اندیشه عقلانی و به طور خیلی خاص­ علم را مسئله­ ای عنوان کرد که در ایران به آن پرداخته نشده و معمولاً مسئله عرفان و علم همواره ذیل مسئله فیزیک مدرن و مباحث علم مدرن و عرفان دیده شده است. از منظر وی این مسئله در نسبت جامعه و تاریخ ایران همچنان منوط به این پرسش است که عرفا و سنت عرفانی در ایران چه نسبتی با علم و علم ­آموزی و گاه سنت­های علمی داشته اند؟

در این راستا دکتر ضیایی سخنران جلسه با موضوع نسبت علم و عرفان در بستر فرهنگ ایرانی به ایراد سخنرانی پرداخت.

او با اشاره به دو پدیده محبوب و مورد علاقه در باب میراث فکری و فرهنگی یعنی علم و عقل و عرفان، بر جانب داری عقل و علم و عرفان؛ به اعتبار سابقه و پیشینه­ عرفان در جامعه ما و هم به اعتبار نیاز ما به عرفان و معنویت تاکید کرد. ضیایی دغدغه اصلی را جستجوی اصلی راه هایی برای آشتی این دو در جهت سازگاری تفسیر ما با مبانی مدرن و نیاز به یک واکاوی و بازشناسی نقادانه عنوان کرد و در باب عرفان به تشریح گستردگی دامنه و وسعت آن پرداخت و این امر را عاملی بر عدم تعریف موثر و مفید از عرفان و آسیب های وارده بر عرفان دانست.

وی در ادامه به مباحث امتناع بین جوهرهای مدرنیته با جوهرهای عرفان و بسط موضوعاتی که به عنوان گوهرهای اجتناب­ ناپذیر مدرنیته و مؤلفه ­های مورد نظر انسان مدرن از یک سو و مؤلفه­ های عرفان و گوهرهایی که هیچ عارف یا عرفان­ ستا یا عرفان ­شناسی نسبت به آن رها و بی اعتنا نیست پرداخت و در این باره گفت: درواقع مهمترین تهمتی که به عرفان زده می­شود تهمت عقل ­ستیزی و بصورت منصفانه ­تر عقل ­گریزی است که هردو نحله هم طرفدارانی دارد، کسانی که معتقدند عرفان، مکتبی است که به جد عقل­ ستیز و در مغایرت نه، بلکه در تضاد با عقلانیت قرار دارد و خلاصه دعوت به عرفان همان و دعوت به خرافه­ پرستی و عقل ­ستیزی و دوری از مدرنیته همان و گروهی دیگر که تحلیل شان اینگونه است که باید از عقل­ ستیزی کمی فاصله بگیریم و به عقل­ گریزی برسیم یعنی دایره را کمی وسیع ­تر بگیریم و بگوییم نگاه عارفان الزاماً ستیزه­ جویانه نیست بلکه نگاهی است که می­تواند پاس عقل را داشته اما در عین حال به کاربست آن کم و بیش در حوزه ­های مشخص نه درهمه حوزه­ ها، بی ­اعتنا و بی ­اعتماد باشد.

ضیایی در ادامه گفت: اگر بخواهیم مؤلفه­ های مدرنیته را به عنوان اجزای اجتناب­ ناپذیری که از آنها نمی ­شود رهایی پیدا کرد بشماریم، اولین گوهر مدرنیته عقلانیت است. آن هم منظور عقل خودبنیاد استدلال­ گر است. وی تاکید کرد: در این راستا عقل مدرن را با عقل دینی و با عقلی که در عرفان­ها و مکاتب باطن­ گرایانه هم اشاره می­ شود اشتباه نگیریم و افزود: وقتی عقل مدرن را تعریف می­ کنیم، عقلی است که فی ­نفسه، در خودش دارای حجیت خودبنیاد است. قائم به ذات و ارزش و جوهره ذاتش را از بیرون نمی­ گیرد. ملاکی هم که برای عقلانیت مطرح می­ شود منطق است چه منطق ارسطویی چه منطق جدید به شکل ریاضی، منطق فازی یا منطق­ های دیگر. وقتی هم که بحث عقل مطرح می­ شود گفته می­ شود که حیات عقلانی حیاتی است که بر چند مؤلفه استوار است. یعنی وقتی که می­ گویند عقل، لااقل به 5 یا 6 مؤلفه اشاره می­ کنند. منظورشان از شناخت عقلی یعنی شناختی که اولاً از حواس بیرونی بدست می ­آید یعنی بینایی، شنوایی، بویایی و لامسه. ثانیاً از درون ­نگری ما یا حواس درونی ما. وی ادامه داد: موضوع دیگر شهود ماست که با شهود عرفانی نباید اشتباه گرفته شود. وی گفت: ما وقتی که در عقلانیت و شناخت عقلی از intuition صحبت می­کنیم، یعنی گزاره­ هایی که بداهت آنها بر ما آشکار است. گزاره­ هایی که بدون تأمل به صدق و کذب آنها پی ­می بریم. چهارمین منبع شهادت یا گواهی است. وقتی هم که کسی می­گوید من شناخت عقلانی حاصل می­ کنم یعنی از یکی از این منابع که شهادت یا گواهی است بازمی­ توانم به شناخت عقلی برسم. علاوه بر اینها دو منبع دیگر هم وجودارد که یکی حافظه ماست و آخرین منبع شناخت عقلانی استدلال در سه شکل قیاس، استقرا و استنتاج بهترین تبیین است. استدلال یکی از منابع انواع شناخت عقلانی است. یعنی استدلال یکی از خادمان شناخت عقلانی است نه خود شناخت عقلانی. وی در ادامه مباحث دومین مؤلفه مدرنیته را علم و علم ­گرایی معرفی کرد. یعنی عبور از بحث­ های کلی­ که در باب کلیات قبلاً انجام می­شد و پرداختن و تحقیق بسیار جزئی و تجربی درباره پدیده ­ها، روندها، فرایندها و افراد. ویژگی سوم مدرنیته از منظر وی اسطوره­ زدایی از عالم و آدم است. یعنی انسان مدرن از علم­ گرایی و عقل­ گرایی و ازدواج این دو و پیوند علم و عقل به اینجا رسیده که برای تبیین عالم دیگر نیاز به هیچ افسانه و اسطوره­ای وجود ندارد. برای انسان مدرن علم تجربی و عقل بشری مشغول رازگشایی از رازهای سر به مهر عالم هستند و انسان مدرن با تمام قوا می تازد و دیگر نیازی به اسطوره و افسانه و منابع برای شناخت عالم ندارد و هیچ شکلی از یقین ­آوری و خردپذیری در اینها وجود ندارد. چهارمین ویژگی مدرن مدرنیته دموکراسی است. یکی دیگر از مؤلفه ­های مدرنیته انسان­ گرایی یا اومانیسم است. وی در این باره خاطر نشان کرد: سیر مدرنیته این است که از انسان شروع و به انسان ختم می­شود. اول و آخر مدرنیته انسان است. حتی آن مکاتب فلسفی هم که به نوعی تعلقات الهیاتی دارند. خود انسان یک ارزش بنیادین است و تمام ارزش­ های حقوقی، اخلاقی و بقیة منابع هنجارگذار هم تماماً مبتنی هستند بر مفهوم و ارزشی به نام انسان و هرچیزی هم که در تعارض با ارزش انسانیت و در نقطه مقابل انسانیت قرار گیرد نادرست و غیرمرجع است. وی ویژگی بعدی مدرنیته را نیز توسعه اقتصادی و رفاه مادی عنوان کرد.

سخنران این نشست در ادامه پست­ مدرنیته را یک جنبش و جریانی در نقطه مقابل مدرنیته معرفی کرد و گفت: ما همچنان در دل مدرنیته زندگی می­کنیم و پیش­ فرض بحث­های ما نگاه هابرماسی است. بر این اساس که مدرنیته یک پروژه ناتمام و در عین حال خود اصلاح ­گر است. وی گفت: عیب­ها و نقص­ های زیادی در مدرنیته وجود دارد اما به خاطر ویژگی­ های ذاتی مدرنیته و خصیصه نقدپذیری، مدرنیته می­تواند خودش را اصلاح و اگر هم عیبی هست برطرف شود. همچنین به لحاظ عملی، ساختار جهان ما یک ساختار مدرن است نه پست­ مدرن­.

وی در ادامه به بحث ویژگی ­ها و مولفه­ های عرفان اسلامی ایرانی پرداخت و گفت: اولین ویژگی عرفان اسلامی و مؤلفه و جوهر بنیادی آن شهودگرایی است. یعنی اعتقاد به شهود به عنوان منبع اصیل معرفتی.

او افزود: به طور کلی اساس معرفت در عرفان شهود است. ما در عرفان سه رکن داریم، علم ­الیقین، عین­ الیقین و حق­الیقین. و آن معرفت یقینی قلبی که ما در عرفان بدست می­آوریم در واقع بلامنازع فهم ما خواهد بود و براساس همان فهم یقینی درونی ما تمام مبانی و موازین زندگی­مان را صورت ­بندی می­کنیم.

دکتر ضیایی با اشاره به تفاوت های زندگی دینی و عرفانی گفت: شهود یعنی درک و فهم بی­ واسطه امر یا امور قدسی توسط عارف. وی یقین عرفا را از جنس یقین روانشناختی دانست که از نوع اعتماد، آرامش و امید است و در ادامه بحث به ضرورت توجه ما به ماهیت روانشناسی مکاشفات و تجربه­ ها و مباحث معرف ت­شناسی اشاره کرد و ادامه داد: ویژگی سوم عرفان اسلامی که از مؤلفه­ های اصلی آن است، عقل ­گریزی است. ما عقل ­ستیزی را به کار نمی­ بریم گرچه گاهی از فحوای بعضی کلام عارفان جز عقل ­ستیزی چیزی استنباط نمی­ کنیم. اما با تساهل و تسامح ما اسم آن را عقل ­گریزی گذاشته و معتقدیم که عارفان ما در مذمت عقل استدلالی صحبت کرده اند. اما در مجموع این عقل ­گریزی و علم­ گریزی چیزی است که هیچکس نمی­تواند آن را از عرفان اسلامی جدا کند.

وی افزود: ویژگی بعدی عرفان اسلامی ارادت ­گرایی است که در تعارض با مدرنیته است. ویژگی بعدی اعتقاد به نظریه انسان کامل که هم در دین و هم در عرفان وجود دارد. ویژگی بعدی و جوهره عرفان اخلاق ­گریزی است. صوفیان و عارفان یک شقاق و شکافی در اخلاق ایجاد کرده ­اند و آن شقاق این است که ما به جای یک نظام اخلاقی نظام­ های چندگانه اخلاقی در عرفان داریم.

وی ویژگی آخر و جوهره عرفان را تأویل­ گرایی عنوان کرد و افزود: ما در حوزه فهم متون اولاً با ترجمه، ثانیاً با تفسیر، گام بعدی تأویل و گام بعدی هرمنوتیک سروکار داریم. وی به انواع هرمنوتیک شامل ادبی، هنری و فلسفی اشاره کرد و خاطر نشان کرد که تأویل با هرمنوتیک فرق دارد.

او گفت: وقتی که می­گوییم تأویل به یکی از انواع هرمنوتیک اشاره می­ کنیم. تأویل یعنی رجوع به اول، برگرداندن به اصل. اما هرمنوتیک، متن­ محور، مخاطب­ محور یا مفسرمحور و مؤلف ­محور است.

دکتر ضیایی در پایان سخنانش با اشاره به این موضوع که ارزش ­داوری کردن در باب این موضوعات را وظیفه خود نمی داند، وظیفه خود را بیان گزارشی امانت دارانه و واقع گرایانه از آنچه انجام شده عنوان کرد و چارچوب جلسه را با بیان مؤلفه ­های جوهری در مدرنیته و مؤلفه ­های بنیادین در عرفان که به نظر می­ رسد در رویکرد اول با هم سازگار نباشند جمع بندی و جلسات آتی را تلاشی در جهت راه برون­ شدی عنوان کرد که این دو خصم ظاهری بتوانند همسایه هم شده و با هم آشتی کنند.

این نشست با پرسش و پاسخ حاضران و سخنران پایان یافت.