انسان شناسی از منظر یاسپرس و فاضل نراقی

بررسی انسان شناسی بر مبنای ایدئولوژی وباورهای تاریخی، ضمن تحلیل و یا تطبیق آن با سایر دیدگاهها ومکاتب ، تجربه ای مفید در راستای دستیابی به الگوی مناسب، بالنده وپیشرفته مبتنی بر باورهای تربیتی یک جامعه است . از این رو نوشتار حاضر با هدف بررسی تطبیقی انسان شناسی کارل یاسپرس(شارح ومفسر اگزیستانسیالیزم) ومقایسه آن با دیدگاههای فاضل نراقی (دانشمند ایرانی واسلامی) به تحقیق در این زمینه پرداخته است. برای نیل به اهداف تحقیق، از روش تطبیقی وتحلیل اسناد به منظور جمع آوری، توصیف ومقایسه داده ها استفاده شده است. پس از بررسی ومقایسه آراء این دو اندیشمند بر اساس مبانی وسیر تاریخی نتایج پژوهش بیانگر آن است که یاسپرس وفاضل نراقی گرچه به دو منظومه فکری متفاوت تعلق دارند ولی هر دو بر ضرورت شناخت انسان تاکید و به وجود هسته ای مرکزی به نام نفس اشاره دارند و نقش اختیار وانتخاب انسان را به عنوان عاملی مهم در ساختن وتعین انسان و مرگ را به عنوان مهمترین پارادوکسهای زندگی تلقی می کنند . در دیدگاه یاسپرس حذف ارزشهای اخلاقی، تقدم وجود بر ماهیت انسان، خود محوری وفردیت گرایی ومسؤلیت در برابر خود؛ اما در نظریات ملا احمد نراقی (فاضل نراقی) اخلاق مبنای اساسی تربیت ومایه کمال وسعادت انسان، توجه به فرد در بطن جامعه(انسان موجودی اجتماعی) ومحدوده آزادی  و مسؤولیت در برابر( خدا وخود وجامعه )از جمله مهمترین مغایرت های انسان شناسی یاسپرس وفاضل نراقی است.