سياست گذاري و برنامه ريزي زباني با توجه به انسان شناسي(زبان، تغييرات اجتماعي و توسعه)

زبان قلب فرهنگ است؛ به گونه اي كه دگرگوني هاي فرهنگي رابطه اي بسيار مستقيم با دگرگوني زباني دارد. يافتن مكانيسم هاي دگرگوني زباني با توجه به دگرگوني هاي فرهنگي اهميت به سزايي دارد چرا كه تأثير بسياري بر سياست گذاري و برنامه ريزي فرهنگي يك كشور دارد، به عبارت ديگر سياست گذاري و برنامه ريزي هاي زباني و فرهنگي به شكلي مستقيم با يكديگر ارتباط دارند و از آنجا كه رابطه فرهنگ و توسعه نيز بر كسي پوشيده نيست، رابطه زبان با توسعه نيز آشكار مي شود. فهم نظام وار و تمام گونه اين ارتباط ها هدف اين نوشتار است. به عبارت ديگر فهم رشد و توسعه يك كشور با توجه به زبان بايستي مورد توجه واقع شود.توسعه زبان از مهم ترين قدم ها براي ايجاد يك توسعه بومي است، چون زبان مهم ترين عنصر ارتباطي جامعه است و توسعه بومي بدون ارتباطات بومي معنا ندارد پس توسعه بدون توسعه زبان بومي يك كشور قابل اجرا نيست و هرگونه سياست گذاري توسعه بدون توسعه زباني و سياست گذاري مربوط به آن محكوم به شكست و انقطاع است. اين موضوع با مطالعه رابطه زبان با جامعه و رابطه زبان با تغييرات اجتماعي قابل مطالعه و بررسي است كه اين نوشتار ان را دنبال كرده است.