فرهنگ و هويت جنسيتي با نگاهي بر ادبيات ايران

هدف از مقاله حاضر، نخست، تشريح مفاهيم و تعاريف نظري مربوط به هويت جنسيتي، تاثير فرهنگ در ساخته شدن اين هويت و بازنمايي آن در فرهنگ است. در اين حوزه بر آراي دو تن از برجسته‏ترين نظريه‏پردازان اين موضوع، ساندرا بم و مايكل كيمل، مبني بر لزوم فراتر رفتن از رويكرد زيست شناختي در تعريف و درك اين هويت تاكيد خواهد شد. هويت جنسيتي كه در فرهنگ هر جامعه‏اي تبلور مي‏يابد، سرچشمه بسياري از نابرابري هاي جنسيتي اجتماعي نيز هست. از اين رو، بررسي بازتاب اين هويت در فرهنگ براي روشن كردن اين سرچشمه‏ها و آفرينش زبان و فرهنگي مبتني بر برابري جنسيتي اهميت اساسي دارد. هدف از اين بخش نشان دادن نگاه مردانه‏ به زنان و جايگاه آنان با ريشه هاي بسيار ژرف آن در فرهنگ و ادبيات است. اين نگاه، سازنده تصويري است كه از بيرون از زنان ترسيم شده است. از آن جايي كه هويت هر كس برآيندي از تصاوير بيروني و دروني آن شخص از خودش است، مي‏توان پنداشت كه تا پيش از انعكاس صداي زنان در عرصه رمان و ادبيات و فرهنگ، كه پديده متاخري به شمار مي آيد، يگانه تصوير هويت‏سازي جنسيتي كمابيش در اين فرايند خلاصه مي شده است. براي ارايه نمونه اي گويا از اين تصوير در فرهنگ ايران، مروري بر ادبيات ايراني صورت گرفته كه بايد آن را مقدمه اي براي مطالعات بعدي به شمار آورد.
در بررسي حاضر، بخشي از پژوهش هايي كه در ايران در زمينه تصوير زن در ادبيات و متون گوناگون انجام گرفته، و از جمله تازه‏ترين آن ها گرد آمده و نقد يا تفسير شده است. علاوه بر آن، پژوهش نگارنده با استفاده از روشي اسنادي، با حركت از تعريف زن در فرهنگ معين و نيز نگاهي بر مهم ترين چهره‏هاي رمان‏نويسي معاصر ايران به انجام رسيده است.

کليدواژگان: ادبيات ؛ انسان شناسي ؛ ادبيات ؛ انساني شناسي جنسيت ؛ بازنمايي ؛ هويت ؛ هويت جنسيتي